تبليغاتX
companero che

companero che

che is love,,,,,,,,,,,,love is che !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 12:1  توسط چه گوارای ابادانی  | 

نمونه تمبر هایی از فرمانده....stamp

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 22:20  توسط چه گوارای ابادانی  | 

درباره ی طب انقلابی.....

این متن یکی از سخنرانی های «ارنستو چه گوارا» در تاریخ نوزدهم آگوست 1960 است که در مقابل تعداد انبوهی از میلیشای کوبائی ایراد شده است.

این جشن ساده در میان صدها مراسمی که مردم کوبا روزانه برگزار می کنند از آن جهت برای من حائز اهمیت است که آنها آزادی ، پیشرفت تمام قوانین انقلابی و پیشروی شان در راه تکمیل استقلال را، جشن می گیرند. تقریبا همه می دانند که من سالها پیش حرفه ی خودمان را بعنوان یک پزشک آغاز کردم. زمانیکه من بعنوان یک پزشک شروع بکار کردم، [و یا] زمانیکه که مشغول تحصیل در رشته ی پزشکی بودم، قسمت عمده ی مفاهیمی که امروز بعنوان یک انقلابی دارا هستم از گنجینه ی ایده و افکار من غایب بودند. من در آنموقع بمانند بقیه آدمها می خواستم موفق بشوم. خیال داشتم که یک دانشمند و محقق معروف در علم پزشکی بشوم؛ رویای یک کار خستگی ناپذیر جهت کشف چیزی که بتواند به انسانیت کمک کند و همچنین بتواند مرا به موفقیت فردی برساند را در سر داشتم . [خلاصه کلام] من نیز بمانند همه، محصول و زاده ی محیط خود بودم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 22:8  توسط چه گوارای ابادانی  | 

ارنستوی محبوب من....

همیشه افکار انسانهای بزرگ من رو به شگفتی وا میداشته و بیشتر وقتم در طول شبانه روز به نوع نگرش این افراد  به زندگی سپری میشه یکی  از این شخصیتها که اغلب بهش فکر میکنم دکتر ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا یا همان چریک آزادیخواه ارنستو چه گوارا ست

«چه» مي‌توانست مثل بسياري از فارغ التحصيلان رشتهء پزشكي در گوشه‌اي از دنيا براي خود مطبي دايركنه، و یک زندگی راحت که شاید خیلی از انسانها آرزوی داشتنش رو دارن رو برای خودش دست و پا کنه اما روح بزرگش اون را وادار کرد  تا به ياري همنوعانش درآمريكاي لاتين بشتابه. زماني كه چه‌گواراي جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با  یک موتورسيكلت قصد سفر به دور آمريكاي لاتين رو برای درمان بيماران جزامي كرد آمريكاي  لاتين زير چكمه‌هاي  امپرياليسم اسیر بود، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هيچ كدام از اين حقيقت تلخ آگاهي نداشتند.آن‌ها تنها مي‌خواستند  به كمك بيماران جزامي بشتابند، اما این سفر  باعث تولد انسان‌هايي شدكه اكنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به كار مي‌برند

این سفر باعث شد تا روح آزادیطلب ارنستوی جوان با دیدن ظلم بر مردم بی دفاع آمریکای لاتین بیدار شود و تا آخر عمر اجازه استراحت به جسم خاکیش رو ندهد 

در باره چه گوارا خیلی ها نوشته اند اما چیزی که من رو مبهوت این مرد کرده اینه که بعد از سالها مبارزه در کوبا و برقراری یک حکومت مردمی باز هم این مرد به خودش اجازه استراحت نداد و با وجود داشتن پستهای بالا  مثل وزیر صنایع و رییس بانک مرکزی کوبا این کشور رو  برای کمک به مردم کنگو و بولیوی ترک کرد دوباره به زندگی چریکی رو آورد

نامه چگوارا به همسر و فرزندانش

             هليدا ، آليدا ، كاميلو ، سليا و ارنستيو ، عزيزان من !

اگر ناچاريد كه اين نامه را بخوانيد علتش اين است كه من ديگر در بين شما نخواهم بود .آن موقع شما مرا سخت به خاطر مي آوريد و كوچكترها كه اصلاً مرا به ياد نخواهند داشت . پدر شما مردي بود كه كارها و افكارش با يكديگر هماهنگ بود و شكي نيست كه او نسبت به اعتقادات خود وفادار بود ه .

دوست دارم انقلابي هاي خوبي از كار درآييد ، تا مي توانيد مطالعه كنيد تا با روشهاو فنوني كه شما را بر طبيعت مسلط مي كنند ، كاملاً آشنا شويد .

مهمتر از همه ، هميشه اين توانايي را داشته باشيد كه هرگونه ظلمي را كه در جايي از اين دنيا نسبت به كسي رواداشته مي شود عميقاً بررسي كنيد . اين زيبا ترين خصلت يك فرد انقلابي است .

مي بوسمتان و در آغوشتان مي گيرم

                                                                 پدر

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 21:58  توسط چه گوارای ابادانی  | 

معرفی یک کتاب ....

خاطرات ارنستو چه گوارا (روزشمار عملیات در بولیوی)

 

شابک: 964-7425-02-3
قیمت پشت جلد: 17000
تاریخ نشر: 800223
شماره چاپ: 1
شمارگان: 2200
تعداد صفحه: 308
کد کنگره:
کد دوئی: 984.05
چاپ شهر: تهران
ابعاد: رقعی
نوع جلد: شومیز
زبان کتاب: فارسی

چکیده کتاب: این کتاب خاطرات روزانه ارنستو چه گوارا مبارز مشهور امریکای مرکزی است که در ان شرح جزء جزء همه عملیات رزمی شناسایی تمرینی و تدارکاتی او و نیروهایش در بولیوی بازگو می شود .کتاب با خلاصه زندگی چه گوارا پیش گفتار به قلم فیدل کاسترو نامه چه گوارا به فیدل کاسترو به هنگام عزیمت از کوبا به کنگو (زییر) و بولیوی و روزشمار فشرده خاطرات چه گوارا اغاز می شود سپس یادداشتهای روزانه چه گوارا از دوران مبارزه در بولیوی امده است .که در هفتم نوامبر 1966 روز ورود او به منطقه ناکاهواز در بولیوی تا هفتم اکتبر 1967ـ شب پیش از نبرد نهایی و سرنوشت ساز در دره یورو که روز بعد کشته می شود ـ را در برمی گیرد . در پایان کتاب نیز اسنادی شامل اعلامیه ها و نامه هایی از چه گوارا چهارده نقشه از عملیات چریکی و نظامی او و بالاخره تعدادی عکس از چه گوارا و نیروهای چریکی و مردم هوادار وی به چاپ رسیده است .شایان توضیح است که ارنستو چه گوارا در سال 1928در ارژانتین متولد شد .در سال 1953از مدرسه پزشکی فارغ التحصیل شد .از سال 1954در گواتمان قدم به عرصه مبارزات سیاسی گذاشت و مدتی بعد ناگزیر به مکزیک گریخت .اندکی بعد در سال 1956به فیدل کاسترو پیوست و به همراه او و در مقام یکی از رهبران جنبش کوبا در سال 1965از همه مسیولیت های دولتی کناره گرفت و همراه با داوطلبانی که بعدها در بولیوی به او پیوستندن نخست به کنگو (زییر) رفت و در جنبش ضد امپریالیستی ان کشور به رهبری پاتریس لومومبا شرکت جست و از نوامبر 1966 تا اکتبر 1967 جنبش چریکی بولیوی را بر ضد دیکتاتوری نظامی ان کشور رهبری کرد و سرانجام در 18اکتبر 1976به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر و روز بعد تیرباران شد

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 21:46  توسط چه گوارای ابادانی  | 

فقط چه گوارا ......چه گوارا است!!!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 21:53  توسط چه گوارای ابادانی  | 

جيفارة الرمز والاسطوره

تشي جيفاره


ارنستو 'تشي' رافاييل جيفارا دِلاسيرنا (يُنطق غ?ارا). اشتهر بلقب "تشي جيفارا"، أو "التشي"، أو "تشي" 14 يونيو 1928 - 9 أكتوبر 1967 - ثوري كوبي أرجينتيني المولد، كان رفيق فيدل كاسترو. يعتبر شخصية ثورية فذّة في نظر الكثيرين.
درس الطب في جامعة بوينس آيرس وتخرج عام 1953، وكان مصاباً بالربو فلم يلتحق بالخدمة العسكرية. قام بجولة حول أمريكا الجنوبية مع صديقه ألبيرتو غرانادو على متن دراجة نارية وهو في السنة الأخيرة من الطب وكونت تلك الرحلة شخصيته وإحساسه بوحدة أميركا الجنوبية وبالظلم الكبير الواقع من الإمبرياليين على المزارع اللاتيني البسيط. توجه بعدها إلى غواتيمالا، حيث كان رئيسها يقود حكومة يسارية شعبية، كانت من خلال تعديلات -وعلى وجه الخصوص تعديلات في شؤون الأرض والزراعة- تتجه نحو ثورية اشتراكية. وكانت الإطاحة بالحكومة الغواتيمالية عام 1954 بانقلاب عسكري مدعوم من قبل وكالة المخابرات المركزية.
في عام 1955 قابل جيفارا المناضلة اليسارية "هيلدا أكوستا" من "بيرو" في منفاها في جواتيمالا، فتزوجها وأنجب منها طفلته الأولى، وهيلدا هي التي جعلته يقرأ للمرة الأولى بعض الكلاسيكيات الماركسية، إضافة إلى لينين وتروتسكي وماو تسي تونغ.
سافر جيفارا للمكسيك بعد أن حذرته السفارة الأرجنتينية من أنه مطلوب من قبل المخابرات المركزية، والتقى هناك راؤول كاسترو المنفي مع أصدقائه الذين كانوا يجهزون للثورة وينتظرون خروج فيدل كاسترو من سجنه في كوبا. ما إن خرج فيديل كاسترو من سجنه حتى قرر جيفارا الانضمام للثورة الكوبية، وقد رأى فيدل كاسترو أنهم في أمس الحاجة إليه كطبيب.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 0:38  توسط چه گوارای ابادانی  | 

چهل و سومین سالروز تیرباران شدن ارنستو چه‌گوارا مبارز افسانه‌یی، روز شنبه در کابل پایتخت افغانستان،

این همایش که با حضور نزدیک به صد تن در انجمن قلم افغانستان برگزار شده بود، سخنرانان چه‌گوارا را قهرمان افسانه‌یی معرفی کردند که به خاطر تأمین عدالت، مسیر سخت و دشوار سیاسی را پیمود و مبارزۀ مسلحانه کرد.

شماری از سخنرانان در این گردهمایی با بیان اینکه کارنامۀ درخشان «چه»، با افتخار ثبت تاریخ شده است، از جوانان خواستند تا با مطالعۀ آثار این مبارز سیاسی و چریک بزرگ که درعین حال شاعر و نویسنده نیز بوده است، به سطح دانش سیاسی خود بیفزایند.

ارنستو چه‌گوارا، پزشک جوان آرجنتاینی که در اوج مبارزات سیاسی خود قرار داشت، به تاریخ دوم سپتمبر ۱۹۵۶ با شمار اندکی از انقلابی‌ها به رهبری فیدل کاسترو، به وسیلۀ یک قایق(گرانما)، برای براندازی رژیم باتیستا وارد کیوبا شد.

در جریان دو سال، ارتش چریکی با پشتیبانی مردم روستاها، مبارزات سیاسی شان را گسترش دادند که این مبارزات منجر به پیروزی انقلاب کیوبا در اول جنوری ۱۹۵۶ شد و این انقلاب، انقلاب کیوبا نام گرفت.

چه‌گوارا مخالف سرسخت سیاست‌های امریکا بود و تلاش داشت تا انقلاب‌هایی را در کشورهای دیگر نیز به راه اندازد.

پس از پیروزی انقلاب کیوبا، چه‌گوارا مقام های مهمی از جمله وزارت صنایع و ریاست بانک مرکزی را در دولت جدید این کشور به عهده داشت. وی همچنان به حیث نمایندۀ دپلوماتیک کیوبا در چند کشور دنیا سفر کرد.

چه‌گوارا در سال ۱۹۶۵ کیوبا را ترک کرد تا در انقلاب‌های دیگری در کانگو و بولیویا سهم بگیرد. او توانست در بولیویا در حدود دو سال همراه با انقلابیان دیگر در برابر دولت دست نشانده بارینتوس بجنگد که سر انجام در ۸ اکتبر ۱۹۶۷ به دست نیروهای بولیویایی افتاد. پس از آن برای یک شب در مکتبی در روستای لا هیگیرا زندانی شد و روز بعد به تاریخ نهم اکتبر ۱۹۶۷ به دستور رنه بارینتوس رییس جمهور بولیویا، تیرباران شد.

مانند دیگر کشورهای جهان، چه گوارا در افغانستان نیز علاقه مندان زیادی، به ویژه در میان نویسنده گان و جوانان، دارد. این سومین بار است که برای بزرگداشت ارنستو چه گوارا در پایتخت افغانستان محفل برگزار می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 0:22  توسط چه گوارای ابادانی  | 

نمایش«خداحافظ ارنستو»در آمریکا ...

مستند خداحافظ ارنستو(پویان شاهرخی)،از روز 17 نوامبر تور نمایش خود را در آمریکا آغاز نموده است.
به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از شرکت فرانسوی cut shot تهیه کننده این فیلم، خداحافظ ارنستو مستند بلندی پیرامون زندگی،افکار،اندیشه ها و مرگ ارنستو چه گوارا است.
این مستند پس از اکران در شهرهای مختلف اروپا،تور نمایش در آمریکا را آغاز کرده است.
خداحافظ ارنستو پس از اولین اکران آمریکایی خود در شهر واشنگتن از 27 نوامبر در نیوجرسی،از 3 دسامبر در شیکاگو،از 9 دسامبر در دانشگاه uclaاز 15 دسامبر در نیویورک،از 21 دسامبر در لوس آنجلس و از 25 دسامبر در وست ویل اکران می شود.
همچنین این مستند همزمان با مراسم آغاز سال نوی میلادی به مدت 10 روز در نوادا اکران خواهد شد.      

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 0:18  توسط چه گوارای ابادانی  | 

« دستانم بوی گُل می داد، مرا به جرم چیدن گُل محکوم کردند؛ اما هیچکس فکر نکرد که شاید من یک گُل کاشته

«ارنستو چگوارا دلاسرنا» نام كامل اوست و لقب «چه» را كوبايي‌ها به او داده‌اند،

لقبي كه در اين كشور براي خطاب قرار دادن كسي با احترام به كار برده مي‌شود.    

«چه» مبارزي است كه آوازهء او تنها به آمريكاي لاتين محدود نمي‌شود.

مجلهء تايم چه‌گوارا را جزو يكي از صد چهرهء تاثير گذار در قرن بيستم انتخاب كرده است.

در استكهلم بيش از سيصد عنوان كتاب دربارهء او منتشر شده است. كافه‌اي در مالزي وجود دارد كه روي تمام فنجان‌هاي قهوه‌اش عكس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.تفريح جوانان ميلاني، فروش تي‌شرت‌هاي «چه» كنار خيابان‌هاست. دولت برزيل نام چند سينماي اين كشور را «ارنستو چه‌گوارا» گذاشته است. كلاه مدل «چه‌گوارا» پر فروش‌ترين نوع كلاه در تابستان‌هاي تركيه است. مارك «چه‌گوارا» معروف‌ترين مارك سيگار در سودان معرفي شده است و باز هم طبق آمار مجلهء تايم حدود 76 درصد جوانان دنيا «چه» را مي‌شناسند و براي او احترام قائلند. مردم بوليوي به خود مي‌بالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا كشته شده است هرازگاهي دعواي ميان ملت‌ها هم بالا مي‌گيرد. ايرلندي‌ها معتقدند چون پدر «چه» اهل اين كشور بوده پس «چه» به آن‌ها تعلق دارد. آرژانتيني‌ها مي‌گويند كه چون او مليت اين كشور را داشته و در همان جا تحصيل كرده پس يك آرژانتيني‌است. كوبايي‌ها اعتقاد دارند كه چون «چه» در سرزمين آن‌ها و به‌خاطر آن‌ها جنگيده در يك سخنراني گفته كه افتخار مي‌كند كوبايي باشد، پس او اهل كوبا است. چه‌گوارا را نمي‌توان متعلق به يك كشور دانست،چه آنكه نام و عكس چه‌گوارا امروزه در تمامي كشورهاي دنيا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمايه داري نوين بدل شده است.«چه» متعلق به تمامي آزادي‌خواهان ضد امپرياليسم جهانست. ارنستو چه‌گوارا يكي از خيل عظيم  اسطوره‌هاي تاريخ است.

 انديشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهاي جغرافيايي و نژادي است.بارزترين ويژگي‌او را مي‌توان روحيهء مبارزه جويي و آشتيناپذيري با ظلم و استبداد در هر قيافه و شكل دانست.او نه مرد سياست بود و نه حسابگر و از دغل‌ها و نيرنگ‌هاي آن بيزار.    

«ارنستو چه‌گوارا» در 14 ژوئن 1928 در «روزاريو» دومين شهر مهم و بزرگ آرژانتين به دنيا آمد. در خانواده‌اي ممتاز از تبار اسپانيايي و ايرلندي كه گرايش‌هاي سياسي چپ داشتند، بزرگ شد. «ارنستو» بزرگ‌ترين فرزند خانواده بود. در سال 1953 از دانشكدهء پزشكي فارغ التحصيل شد و سپس سفر به ديگر كشورهاي آمريكايي را آغاز كرد، سفري كه نقطهء عطفي در زندگي او بود. در سال 1954 زماني كه در «گواتمالا» بود با پشتيباني از حكومت «جاكوب آربنز» كه منتخب مردم بود قدم به عرصهء مبارزات سياسي گذاشت. آربنز در نتيجهء توطئه و در مداخلات تجاوز كارانهء سازمان سيا سرنگون شد و «چه» به مكزيك گريخت. اندكي بعد به فيدل كاسترو و ديگر انقلابيوني پيوست كه با جنبش 26 ژوييه در پي بر اندازي ديكتاتوري «فولژ نيسو باتيستا» در كوبا بودند.«گوارا» در دسامبر 1956 ازجمله مبارزاني بودكه به منظور آغاز مبارزه چريكي از عرشهء كشتي كوچك «گرانما» قدم به خاك كوبا گذاشتند. او كه در اصل پزشك گروه بود همچون يك فرماندهء ارتش شورشي ظاهر شد. درپي سقوط «باتيستا» در دسامبر 1956، چه‌گوارا يكي از رهبران حكومت تازهء كارگران و دهقانان شد و پست‌هاي دولتي متعددي چون رياست بانك مركزي كوبا و وزارت صنايع به او واگذار شد. چه‌گوارا بارها به نمايندگي از كوبا درمجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شركت كرد. او در مقام يكي از رهبران جنبش 26 ژوييه به برگزاري گردهمايي‌هاي گروه‌هاي سياسي - كه سرانجام در 1965 به بنيان‌گذاري حزب كمونيست كوبا انجاميد - ياري رساند.گوارا در اوايل 1965 از همهء مسووليت‌ها و پست‌هاي دولتي كناره‌گيري كرد و به منظور كمك به پيشبرد مبارزه‌هاي ضدامپرياليستي و ضد سرمايه‌داري در ديگركشور‌ها، كوبا را ترك كرد وهمراه با داوطلباني كه بعدها در «بوليوي» به او پيوستند، نخست به كنگو «زئير» رفت و در جنبش ضد امپرياليستي آن كشور به رهبري  «پاتريس لومومبا» شركت جست. از نوامبر 1966 تااكتبر 1967 جنبش چريكي بوليوي را بر ضد ديكتاتوري نظامي آن كشور رهبري كرد. درهفتم اكتبر 1967 در عمليات رزمي ساختهء سازمان سيا به دست نظاميان بوليوي زخمي و دستگير و روز بعد از آن تيرباران شد.    

امروزه پس از گذشت سي و هفت سال ازمرگش هنوز هم او يكي از چهره‌هاي محبوب اسطورهاي به خصوص درميان جوانان است. اسطورهء عصيان كه نامش پرچم هر مبارزه‌اي است. شخصي كه تصويرش بر پيراهن‌هاي سرخي نقش بسته كه جوانان معترض بر تن مي‌كنند بي آنكه از انديشه‌هاي انقلابي او خبر داشته و يا حتي جهان بيني او را پذيرفته باشند.    

«چه» مي‌توانست همچون بسياري از فارغ التحصيلان رشتهء پزشكي در گوشه‌اي از دنيا براي خود مطبي دايركند، اما روح عصيانگرش او را واداشت تا به ياري همنوعانش درمناطق استبداد زدهء آمريكاي لاتين بشتابد. زماني كه چه‌گواراي جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسيكلت از ردهء خارج توترون 500 مدل 1939، كه تنها به بهاي چند پزوي ناچيز خريداري شده بود، قصد سفر به دور آمريكاي لاتين را جهت درمان بيماران جزامي كرد آمريكاي سرخ لاتين در زير چكمه‌هاي سنگين امپرياليسم جان مي‌داد، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هيچ كدام از اين حقيقت تلخ آگاهي نداشتند.آن‌ها تنها مي‌خواستند مناظر بكر قارهء پهناورشان را از نزديك ببينند و به كمك بيماران جزامي بشتابند، سفري كه پايانش به گونه‌اي ديگر بود و باعث تولد انسان‌هايي شدكه اكنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به كار مي‌برند.    

» چه‌گوارا» مردي بود كه هرگز شخصائ در بند مقام، رهبري و يا افتخارات نبود. او اعتقاد راسخ داشت كه مبارزهء چريكي انقلابي، شكل بنيادين اقدام براي كسب آزادي خلق‌هاي آمريكاي لاتين است و اين نتيجه‌گيري ناشي از اوضاع اقتصادي، سياسي و اجتماعي تقريبائ تمام كشورهاي آمريكاي لاتين بود. «چه» عميقائ بر اين باور بود كه رهبري سياسي و نظامي مبارزه چريكي بايد يگانه باشد و اين كه مبارزه تنها مي‌تواند توسط خود واحد چريكي رهبري شود، نه از طريق دفاتر راحت بوروكرات ها در شهرها.    

چه‌گوارا به معناي واقعي كلمه يك چريك مبارز انترناسيوناليست بود. او مي‌گويد: « هر قطرهء خون ريخته شده در سرزميني كه در زير پرچمش زاده نشده باشي، تجربه‌اي است كه به زندهء ماندگان منتقل مي‌شود تا بعدائ آن را در مبارزه براي رهايي كشورشان به كار برند. همچنان‌كه كه خلقي خود را آزاد مي‌سازد، ‌قدمي بر مي‌‌دارد در پيكار براي رهايي مردم خود ما.»    

«چه» معتقد بود كه هر انساني براي رهايي از ظلم و استبداد بايد بهايي براي‌آزادي‌اش پرداخت كند، او مي‌گويد: «اسكلت آزادي ما قبلائ شكل گرفته است، هنوز گوشت و لباس به اين اسكلت نيامده است، ما بهاي آزادي خود و حفاظت از آن را با خون و ايثار پرداخت مي‌كنيم. ايثار و فداكاري ما آگاهانه است، سيرآزادي طولاني و در بعضي قسمت‌ها  ناشناخته است.»

هفتم اكتبر 1967 «چه» آخرين سطرهاي وقايع روزانهء خود و گروه چريكي‌اش را نوشت. روز بعد در ساعت يك بعدازظهر در يك درهء كم عرض و تنگ، جايي كه براي درهم شكستن محاصره به انتظارشب نشسته بودند، نيروي عظيمي از دشمن برآن‌ها تاخت. گروه كوچك مرداني كه واحد چريكي را تشكيل مي‌دادند تا گرگ و ميش بامداد قهرمانانه جنگيدند.ازكساني كه در نزديك‌ترين مواضع به «چه» مي‌جنگيدند كسي زنده نماند جزو دو نفر كه به همراه «چه» مجروح و دستگير شدند.    

روز بعد از دستگيري «چه» با شنيدن صداي شليك فهميد كه دو همرزم «پرويي» و «بوليوي‌اش» اعدام شده‌اند. نوبت به «چه» رسيده بود، مجري اعدامش دستخوش ترديد شده بود.

 »چه» با استواري فرياد زد «شليك كن نترس !» آنگاه با شليك يك رگبار مسلسل از كمر به پايين حكم اجرا شد. جلادان دستور داشتند او را از سر و سينه هدف قرار ندهند تا مرگش به تعويق بيفتد. اين تصميم ظالمانه عذاب «چه» را طولاني مي‌كند تا اين‌كه گروهباني كه او نيز مست بوده است گلوله‌اي به پهلوي او شليك مي‌كند و به زندگيش پايان مي‌دهد. اين شيوهء رفتار، درست نقطهء مقابل احترامي بود كه «چه» بدون استثنا نسبت به افسران و سربازان بسياري نشان مي‌دادكه به اسارت او درآمده بودند.    

براي «چه» ساعت‌هاي پاياني زندگي‌اش در چنگ دشمن فرومايه قطعائ بسيار تلخ بوده است; اما هيچ كس بهتر از او آمادگي گذراندن چنان آزموني را نداشت.    

هشتم اكتبر چه‌گوارا تير باران شد.جسدش را به هلي‌كوپتر بستند تا به همه اعلام كنند كه چريك مبارز را دستگير كرده‌اند پس از انتقال جسد «چه» به «هيگوئرا» روستايي درشمال بوليوي، تازه همه فهميدند چه كسي كشته شده است. حكومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقاياي استخوانش را در مكان نامعلومي خاك كرد. سال‌ها بعد در پي فشار دولت كوبا و شخص فيدل كاسترو، دولت بوليوي استخوان‌ها را در تابوت گذاشت و به كوبا فرستاد تا «چه‌گوارا» در ميان اشك و احترام دفن شود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 0:14  توسط چه گوارای ابادانی  |